روزگاری در این سرزمین کسی که دارفانی را وداع میگفت، جدا از رنگ و نژاد و زبان و جنس و سن و مسلک و مرامش، قدری احترام داشت. میگفتند پشت سر مرده - حتی آنها که فسق و فجور اثبات شده مشهود داشتهاند - نباید حرف زد چرا که دستش از دنیا کوتاه است.
۱۶:۲۳
۱۳۹۲/۰۱/۱۷
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: میگفتند مرده نباید روی زمین بماند و یادم هست در گذشته نزدیک - و حتی همین حالا - اگر کسی فوت میکرد و تابوتش را در مسیر میبردند و دورِ تابوت خلوت بود، مردم کوچه و بازار بیآنکه بدانند شخصِ درگذشته کیست و بنشینند اعمالش را حساب و کتاب کنند، سراسیمه به همراهی پیکرش میشتافتند و زیر تابوتش را میگرفتند.
یا کمتر دیدهایم کسی سر مزار تازه گذشتهای بخندد و یا به صراحت از مرگش ابراز خوشحالی کند. حتی برخی همین حالا هم وقتی در قبرستان راه میروند سعی میکنند پا رو قبور نگذارند و از میان آنها عبور کنند که حرمت مرده نشکند؛ هرکس که میخواهد باشد.
هیچکس جز خداوند نمیتواند به ارزیابی و ارزشیابی عملکرد بندهاش بپردازد چرا که هیچکس اطلاعات کاملی از قلب و روح و ذهن و اعتقاد و عملکرد واقعی او که مرده، ندارد و هیچکس نظر خداوند را درباره هیچکس نمیداند!
از همین رو آنها که عاقلتر و منطقی ترند، سعی میکنند با یک «خدابیامرزدش» یا یک «روحش شاد» و یک فاتحه یا یک دقیقه سکوت به او که درگذشته حرمت بگذارند، به بازماندگانش تسلیت بگویند، همدردی کنند و بدون هیچ قضاوتی، بقیه ماجرا را به خداوند وابگذارند، فارغ از مذهب و مسلک. حتی اگر به خدا معتقد نیستند، لااقل مرده را به حال خود رها کنند و بگذرند.
اما نمیدانم چه بر سرِما آمده که با فوت یک انسان، به جرم سرشناس بودن و به بهانه آنکه نابهنگام درگذشته است، به خودمان اجازه میدهیم با انواع و اقسام احکام باربط و بیربط، او را و حتی مرگش را قضاوت کنیم بیآنکه کوچکترین اطلاعی از زندگی و خلوت آن آدم و جزییات ماجرای فوت او داشته باشیم. تازه به راحتی پیشگویی تخصصی هم میکنیم، تو گویی پزشکی هستیم که از ساعتها پیش از مرگ تا پس از آن هر لحظه همراه و هم نفس او بودهایم. این ماجرا چند سالی است کهگاه حتی با بیمارشدن یک ورزشکار و یا سینماگر هم دارد اتفاق میافتد.
چه کسی گفته ما موظفیم و اجازه داریم در دقایق اولیه انتشارِ خبرِ درگذشتِ کسی، به سرعت و پیش از اظهار نظر پزشک، دلیل و یا شیوه مرگ را – بر اساس شایعات - اعلام کنیم و چون بنده خدا جوان بوده، انواع و اقسام دلایل غیرعادی را ردیف کنیم، گمانه زنی کنیم، حدس بزنیم، قضاوت کنیم، قصه ببافیم و بدتر ازهمه، تمام اینها را در فضای عمومی رسمی یا غیر رسمی منتشر کنیم.
آیا به صِرف اینکه به یک فضای رسانهای دسترسی داریم، میتوانیم وارد هر حریمی بشویم؟ این حق را چه کسی به ما داده است؟ چه از اهالی رسانه باشیم و چه نه، یکهو رسالت اطلاعرسانیمان قلمبه میشود، یکپا پاپاراتزی میشویم، مسابقه آگاهی از رازها و افشای اخبار پشت پرده راه میاندازیم، خودمان معما درست میکنیم، خودمان هم حلش میکنیم، هرچه را هم نتوانیم در فضای رسمی رسانهای منتشر کنیم، با خیال راحت در فضای مجازی و شبکه اجتماعی مینویسیم و دلی از عزا در میآوریم. و اساساً یادمان هم میرود که چنین موقعیتی میتواند برای خود ما هم پیش بیاید.
اما حالا اگر برای او که درگذشته، حرمتی قائل نیستیم، چرا به خانوادهاش فکر نمیکنیم؟ آنها که به هر دلیل عزیزشان را از دست دادهاند و داغدارند و حالا باید انواع شایعات بیاساس را هم درباره او تحمل کنند؟ به فرزند نوجوان عسل بدیعی فکر کردهایم؟
اصلا چه کسی، چه مرامی و چه منطقی به آدمها اجازه میدهد بعد از فوت یک انسان، حتی پیش از آنکه پیکرش به خاک سپرده شود، بروند توی صفحه فیسبوکش و مهملات بنویسند و کامنتهای بیربط بگذارند؟ چه کسی گفته دمکراسی و آزادی بیان و تریبون آزاد معنایش این است؟ آخر کجای این کار اخلاقی است؟
این انسان همنوع – اصلاً هنرمند بودنش به کنار - چه آزاری به این زندگان رسانده که حالا اینها دارند به او و نامش و آبرویش آسیب میزنند؟ به جای آنکه تصمیم ارزشمند عسل بدیعی - اهدای اعضای بدن - را بستاییم و اینکه پس از مرگ به چندین نفر حیات بخشیده را قدر بگذاریم تا فرهنگ این کار ترویج شود، داریم به نام و اعتبارش و خانوادهاش زخم میزنیم. چرا؟ که چه بشود؟
ضمناً این چه ماجرایی است در این شبکه اجتماعی که جدیداً همه به صفحه همه آدمها دسترسی دارند و حتی اگر در فهرست دوستان طرف هم نباشند، میتوانند مثل آب خوردن در صفحهاش کامنت بگذارند و منتشر کنند. پس اساساً فهرست دوستان به چه درد میخورد؟
با چه منطقی حالا که صاحب صفحه دستش از دنیا کوتاه است و حتی توان حذف کامنتهای توهین آمیز را ندارد، توهینهای نامناسب عدهای باید در صفحهاش دیده شود؟
در زمانهای که آدم زنده و حریم شخصیاش حرمت ندارد، هنرمند هم احترام ندارد، حریم شخصی هم معنا ندارد، اخلاق هم وضعیتش روشن است، کاش لااقل معرفتش را داشتیم که به درگذشتگان و حریم شخصیشان احترام بگذاریم.
سلام.اول به همه ی مردم تسلیت میگم.همه ی این بحث هابه خاطر اینکه همه به اون خدابیامورز ارادت وعلاقه زیادی دارن.دنبال گشتن علت فوت یکی به هیچ کس ربطی نداره.هرکس هرجور دوست داره کار بکنه
به هیچ کسی ربطی ندارد این مرحومه چه کار کرده است.چرا ما اینقدر اصرار داریم در مسائل شخصی دیگران دخالت کنیم.در ضمن درسته که لقمان بیمارستانی هست که موارد مسمومیت را پذیرش میکند ولی فقط برای این مورد نیست.روحش شاد/حتما هم روحش شاد هست/لااقل شادتر از ما که همیشه مشغول تهمت و غیبت هستیم.
تابلوخودکشی بوده اولشم داوودنژادوهول شده بودوگفت مسمومیته بعدخواست درستش کنه پسرشم گفت اینجا برامامانم زندان بوده بالاخره حقداشته طلاقش دادنو بچشو ازش گرفتن تنها شده شنیدم میگن اهدای عضومراجع جایز نمیدونن من ثبت نام کردم بعد پسش گرفتم راسته؟
جوانی دلیل بربیمار نبودن نیست
ما هم در فامیلمان 2 نفر خانم را داریم که سنشان به 25 هم نرسیده اما با سردرد شدید به بیمارستان برده شده اند ولی رگهای مغزشان پاره شده و به اصطلاح خونریزی مغزی کرده اند
حالا هر طوری که مرده چرا باید بی خود تهمت زد عمرش تموم شدهد حتی اگر خدای نکرده خودکشی هم بوده باشه نباید الکی همه جا جار زد به هرحال بازیگر کم حاشیه ای بود درست نیست پشت سرش این جور حاشیه درست شه اونم بعد مرگ
آقای ملاحظه گر من خودم یک پرستار هستم ودر بیمارستان مرگ جوان تر هایی را دیده ام که حتی پزشکان هم در علت مرگشان سردرگم اند پس لطفا جوانی را دال بر سلامتی و مصون بودن از تمام بیماری ندانید ...مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟؟؟؟؟؟
سلام ،
ریشه ی تمام این کنجکاوی ها در بیکاری انسان می باشد اگر هر کسی از صبح که از خواب بر می خیزد برنامه ای داشته باشد و از فیس بوک و ... در زمان اوقات فراغت آن هم به شیوه صحیح استفاده نماید این همه کنجکاوی برای فوت یک بازیگر صورت نمی گیرد . هم وطنان محترم خدا خانم عسل بدیعی را رحمت کند ایشان هم مثل من و شما زمانی از این دنیا می رفتند حالا چرا و به چه علت، نباید مطرح شود یاد بگیریم که هر وقت فوت یک نفر را به ما اطلاع دادند چه معروف و چه غیر معروف فقط بگوییم خدا بیامرزدش .
عسل جان روحت شاد همین اندازه که اهدای عضو انجام دادی نشان دادی که بویی از انسانیت بردی .
ازشون قول میگرفتی که هرکدومشون سر ووضعش بد بود رو توی قبر تو خاک نکنن !!!!!!!!
ناشناس
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸
عسل بدیعی رو توی قبر من وشما نگذاشتنی اند که انقدر حرص وجوش نحوه ی فوتش می خوریم و کسی میتونه اینقدر محکم در مورد مرگ دیگران قضاوت کنه ،که بدونه خودش چه جوری و کجا جون دادنیه
فرض کنم به عنوان مثال خودکشی بوده باشد. خود را جای خانواده مرحوم بگذارید. من که فکر می کنم اگر خدای ناکرده یکی از اقوام خود ما هم خودکشی کند با توجه به دید جامعه ترجیح می دهیم آن را مطرح نکنیم. مظافا اینکه چه مرگ طبیعی و چه غیرطبیعی در هر دو صورت ناراحت کننده است. پس بهتر است بیش از این نمک به زخمشان نپاشیم. (هر آنچه برای خود می پسندید برای دیگران هم بپسندید و هر آنچه برای خود نمی پسندید برای دیگران هم نپسندید)
به هر حال قبول كنيد كه مرگ ايشان مشكوك بود و حالت طبيعي نداشت. شما چرا فكر مي كنيد كسي حق اظهار نظر نداره؟ خدا رحمتش كنه ... صادق هدايت هم آدم مشهوري بود. خدا رحمتش كنه.
دیگه ایرانه نتیجه خونگرمی ما بعضی موقع ها باعث تجاوز به حریم خصوصی هم میشه ایران هم که کشور شایعه هاس مثلا هنوز راجب درگذشت مرحوم تختی یه اتفاق نظر واحد وجود نداره.
روزی شخصی را روی تابوت به مت قبرستان می بردند و پیامبر هم نظاره گر بود شخصی نزد پیامبر به ایشان گفتند که او از بندگان مخلص خداست قطعا به بهشت خواهد رفت پیامبر به او گفت خدا رحمتش کند اما من که پیامبر خدا هستم نمی دانم که او به بهشت می رود حال ما در چه جایگاهی قرار داریم که یکی رو به بهشت می بریم یکی رو به جهنم
پزشک محترم که اینگونه قضاوت میکنید از قرار معلوم مشخص شده است که به علت اینکه بیمارستان قبلی (کیان) درست تشخیص نداده اند مجبور شدند این مرحومه را به بیمارستان لقمان منتقل کنند . ضمنا جهت اطلاع عرض میشود به دلیل اینکه ایشان شخص مشهوری بوده اند اینگونه مورد هجوم اخبار نادرست درباره مرگشان شدند درحالیکه این اتفاق ناگهانی برای هرکسی حتی جوان پیش می آید که اینگونه ایست تنفسی کند یا مرگ مغزی یکی از آشنایان دور فامیل را سراغ دارم که حدود ده یا پانزده سال پیش دختری زیبا و جوان دچار پارگی عروق مغز شد و از دنیا رفت
ناشناس
قبلا که گفته شده بود بیمارستان بهمن اول برده اند ضمنا در مواقعی که پزشکان شک به مسمومیت می کنند بیمار را به جای محلی می فرستند که در آن تخصص بیشتری دارد و در مورد مسمومیت بیمارستان لقمان الدوله! ای که شخصی زیبا باشد یا غیرزیبا هم فرقی در فیزیولوژی مغز نمی کند!
ناشناس
واقعا پزشکی و محرم اسرار مردم !!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میلاد
۱۷:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۷
جناب آقای ناشناس،
اصلا به شما و من و بقیه مردم چه مربوط که ایشان به چه دلیل فوت کرده اند که حالا بخواهیم از خانواده ایشان گله مند باشیم...عمر ایشان به دنیا باقی نبوده و مرحوم شده اند، چرا اینقدر علاقه به جستجوی زندگی دیگران دارید؟
آقای ملاحظه گر: از ماست که بر ماست! اولا کسی که هنرمند است در هر کشوری مورد توجه مردم قرار دارد از همین روست که فردی مثل گلشیفته فراهانی اگر خودش هم نخواهد هر کاری که می کند مورد توجه واقع می شود، به هر حال همانطور که برخی هنرمندان برای شناخته شدن تلاش بسیار کرده اند، وقتی که شناخته شدند دیگر نمی توانند از آن استعفا دهند.
ثانیا در این گونه مرگها که قابل انتظار نیست (نه مثل یک فرد 70 یا 80 ساله با سابقه یک دهه بیماری و....) اولین چیزی که در ذهن هر کسی شکل می گیرد این است که چرا؟؟ چطور؟؟ وقتی هم که فامیل محترم داغ دیده مردم را نامحرم فرض کنند و از آنها فقط و فقط و فقط بخواهند همدردی کنند و حرف دیگری نزنند، شایعات جای خود را باز می کند، به هر حال همانطور که فامیل از معروف بودن یک عضو خود خرسند است یا به هر حال خود فرد خواسته که به آنجا برسد باید توابع آن را هم پذیرا شوند. اگر فردی در فیس بوک به دیگران اجازه بدهد که هر نظری بدهند و بتوانند او را جستجو کنند (که می شد هر دو را خاموش کرد و حتی با اسم مستعار وارد شد تا فقط دوستان بتوانند با او تعامل کنند) باید تحمل نظرات در هر سطحی را می داشت.
ثالثا همین الان هم که نویسنده محترم ملاحظات را یاد مردم می دهند باید خدمتشان عرض کرد که هنوز هم علت مرگ خانم بدیعی مشخص نشده، فقط گفته اند که رگهای مغزی پاره شده که برای سن یک بانوی جوان کاملا غیرطبیعی است، شاید برای کسی که مبتلا به سخت شدگی عروق (آرترواسکلروزیس) در سن 80 سالگیست این موضوع قابل پذیرش باشد ولی نه برای یک زن جوان، آن وقت شما انتظار دارید که ذهن شنوندگان در این سکوت خانواده که مردم را فقط برای تشویق می خواهند و اهمیتی به سوال آنها نمی دهند، چه چیزی بروز کند؟
این مشکل ما جهان سومی هاست که می خوایم از همه چیز هم سر در بیاریم.به ما چه ربطی داره که ایشون چرا فوت کرده؟چرا باید به ما اطلاع بدن؟تا الان به این موضوع فکر کردین؟به صرف اینکه ایشون بازیگرن باید کل مردم از همه چیز اطلاع داشته باشن؟واقعا متاسفم که می بینم ارزش هایی که صد ها سال زمان برده تا شکل گرفتن مثل احترام به درگذشتگان و حریم خصوصی افراد به این راحتی داره نابود می شه.
ناشناس
آقای جهان سومی، شما مثل این که در کره ماه زندگی می کنید، یکی از مبانی خبر رسانی این است که دیگران را از موضوعاتی که به آنها علاقه دارند مطلع می کند و هر چه جمعیت مورد تقاضا بیشتر باشد، اهمیت خبر هم اضافه می شود. موضوع سر در آوردن نیست، الان چراغ راهنمای سمت چپ پراید شما بشکند دنبال این هستید که چرا شکست، نه به این علت که جهان سومی هستید بلکه به خاطر این که مقصر را پیدا کنید و از ادامه آن هم جلوگیری شود. مرگ یک فرد هر چند کمتر معروف برای جامعه ایجاد حساسیت می کنند، بلاتشبیه، در مورد مایکل جکسون هم که فوت کرد و در جهان اول هم این اتفاق افتاد پی گیری های وسیعی برای علت مرگ او صورت گرفت.
متاسفم
آقاي جهان اولي ، اولاً اينكه پرايد مال خود شماست و حتماً بايد علتش را بداني.
دوم اينكه پي گيري علت مرگ مثلاً مايكل جكسون رو مراجع قانوني انجام ميدن نه افرادي مثل من و شما كه بخواهيم از مسائل خصوصي هر كس سر دربياريم .
ناشناس
اگر برفرض محال خود کشی هم کرده باشن برای شما فرقی میکنه که بدونی این موضوع به من و شما ربطی نداره آمرزش و نیامرزیدن هرکسی فقط با خداست و بس