به گزارش آفتاب نیوز،آفتاب: ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه بامداد سوم دیماه سال جاری تلفن پلیس ۱۱۰ تهران به صدا درآمد و مرگ مرد جوانی در آپارتمانش گزارش شد، دقایقی بعد تیمی از کلانتری ۱۳۷ گیشا برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند. مأموران پس از وارد شدن به آپارتمان مرد تنها با جسد وی که روی زمین افتاده بود روبهرو شدند و با توجه به گذشت چندین ساعت از مرگ وی، ماجرا به بازپرس رسولی از شعبه ۵ دادسرای جنایی تهران اعلام شد و وی همراه با پلیس و تیم بررسی صحنه جرم به بررسی علت مرگ پرداختند که شواهد نشان میداد اثری از درگیری و بههمریختگی وسایل آپارتمان دیده نمیشود.
براین اساس با دستور بازپرس رسولی، جسد مرد جوان که نیما نهاوندیان و مجری سرشناس صدا و سیما بود برای بررسیهای بیشتر به پزشکی قانونی انتقال داده شد.
کارآگاهان جنایی با توجه به اینکه هیچ سرنخی از مرگ مرموز مجری جوان در دست نداشتند برای به دست آوردن یافتههای جدید از مادرش که پلیس را در جریان مرگ بچهاش قرار داده بود تحقیق کردند.
وی به آنان گفت: نیما پنجشنبه خانه بود، شب یلدا هم خانه ما جمع میشدند، پس از این که مهمانی تمام شد وی به خانه خودش رفت، صبح جمعه هم تلفنی با من صحبت کرد ولی دیگر خبری از وی نشد، پس از این که دیگر جوابگوی تماسهای ما نبود نگرانش شدم و به خانهاش رفتیم و وقتی در را باز نکرد به داخل آپارتمانش رفتیم و با جسد وی مواجه شدیم.
با توجه به شایعاتی که عنوان شده بود سر نیما نهاوندیان به میز برخورد کرده و وی دچار خونریزی مغزی شده است و علت مرگ وی آسیب از ناحیه سر است ولی با پیگیری خبرنگار شوک یک منبع آگاه در پزشکی قانونی با رد این شایعه عنوان کرد که علت مرگ این مجری ورزشی ضربه مغزی نیست، معاینات نشان داده که هیچ آثار ضرب و جرح روی بدن وی وجود نداشته است و برای مشخص شدن علت مرگ، آزمایشات سمشناسی و آسیبشناسی از جسد نیما صورت گرفته است و نتایج آن نیز به دلیل پیچیدگیهایی که دارد تا ۲ ماه آینده اعلام میشود.
به گزارش کافه سینما به نقل از شوک، کارآگاهان پلیس نیز تا اعلام نتایج پزشکی قانونی در حال بررسی سایر ابعاد مرگ مرموز مجری تلویزیونی هستند.
اي كاش انقدر احساساتي حرف نمي زديم و فوري صورت مسئله را پاك نمي كرديم مهم اينه كه هركسي در هر جايي بايد امنيت كامل داشته باشه،آخه كجا از خونه آدم امن تر! يعني ما بايد تا آخر عمر تو بغل پدر و مادرامون بمونيم تا از آسيبها در امان باشيم!
بسیار متاسف شدم . کاش تا این درجه به روشنفکری نمی رسیدیم که درانزوا زندگی کنیم . همه ی گذر عمر یک چشم برهم زدن است چرا دور از محبت خانوادگی ؟ این هم درد بزرگ قرن بیست ویک . خدا به مادرش صبر عنایت فرماید .
سلام ، انشاءالله که روحش شاد باشد .
ولی این مشکل جدید جوانها هست که معمولا" خانه های مجردی می خواهند و تک و تنها زندگی می کنند .
یادش بخیر قدیما ، که همه دور هم در یک یا دو اتاق زندگی میکردند و دلها خوش بود و همه از مشکلات همدیگر با اطلاع بودند و برای هم دلسوزی می کردند .